نظرسنجی
با توجه به کاهش رقم شاخص بورس در ماه های اخیر از این پس تغییرات شاخص چگونه خواهد بود


سی خبر برتر امروز ایران و جهان
ساعت ۲۲:۱۹ - ۱۳۹۳/۶/۳۱کد خبر: ۱۷۴۷۶

سه اصل همیشگی برای سرمایه‌گذاری موفق (بخش نخست)

جهان سهم _ بسیاری معتقدند وارن بافت بزرگ‌ترین سرمایه‌گذار تمام دوران‌هاست اما اگر از او بپرسید به عقیده وی بزرگ‌ترین سرمایه‌گذار کیست به شما پاسخ خواهد داد: "معلم من بنیامین گراهام." گراهام یک سرمایه‌گذار و یک آموزگار سرمایه‌گذاری بود که وی را پدر تحلیل اوراق بهادار و سرمایه گذاری پرسود می دانند.

جهان سهم _ بسیاری معتقدند وارن بافت بزرگ‌ترین سرمایه‌گذار تمام دوران‌هاست اما اگر از او بپرسید به عقیده وی بزرگ‌ترین سرمایه‌گذار کیست به شما پاسخ خواهد داد: "معلم من بنیامین گراهام." گراهام یک سرمایه‌گذار و یک آموزگار سرمایه‌گذاری بود که وی را پدر تحلیل اوراق بهادار و سرمایه گذاری پرسود می دانند.

ایده ها و روش های گراهام در کتاب‌هایش به خوبی توصیف شده است. تحلیل اوراق بهادار (1934) و سرمایه گذار هوشمند (1949) دو کتاب از معروف‌ترین کتاب‌های او هستند. این کتاب‌ها اغلب پیش نیاز مطالعاتی برای سرمایه‌گذارها محسوب می‌شوند اما متن آنها چندان ساده نیست. با مطالعه این مقاله مهم‌ترین اصول سرمایه‌گذاری از دید گراهام را شناخته و راه برای درک فلسفه موفقیت او در سرمایه‌گذاری هموار می‌شود.

اصل نخست: همواره با حفظ یک حاشیه ایمنی به سرمایه‌گذاری بپردازید

حفظ حاشیه ایمنی در سرمایه‌گذاری یعنی خریدن اوراق بهادار هنگامی که قیمت آنها در بازار به میزانی قابل ملاحظه پایین‌تر از قیمت واقعی است. با این کار نه تنها سودی بالا نصیب سرمایه‌گذار می‌شود بلکه حتی اگر قیمت‌ها به شدت کاهش یابد ضرر حاصل از آن پایین‌ترین میزان خواهد بود. به عبارت ساده‌تر، هدف گراهام خرید دارایی با ارزش واقعی یک دلار، به قیمت نیم دلار بود. او این کار را خیلی خوب بلد بود.

به عقیده گراهام این دارایی‌ها به سبب بازده با ثبات یا صرفاً ارزش نقدی‌شان با ارزش هستند. برای مثال، خیلی از اوقات گراهام سهام شرکت‌هایی را می‌خرید که دارایی‌های نقد شونده‌شان در ترازنامه ارزشی بیش از کل ارزش سرمایه در بازار شرکت بود. این به آن معناست که گراهام عملاً سهام را مفت خریداری می‌کرد. با آنکه او استراتژی‌های دیگری نیز برای سرمایه‌گذاری داشت، از این استراتژی بیشتر استفاده می‌کرد.

این روش برای سرمایه‌گذاران بسیار سودمند است زیرا خرید چنین سهامی هنگامی که بازار به شکلی اجتناب‌ناپذیر سهم یاد شده را از نو ارزیابی می‌کند و قیمت آن را به حد واقعی می‌رساند سودی سرشار نصیب سرمایه‌گذار می‌کند. این استراتژی همچنین در صورتی که امور طبق برنامه پیش نروند و شرکت یاد شده دچار مشکل شود سرمایه‌گذار را از ضرر حفاظت می‌کند. این شیوه خرید، مبنای اصلی موفقیت گراهام بود. او با بررسی دقیق‌تر به این نتیجه رسید که کاهش بیش از پیش قیمت این نوع سهام به ندرت رخ می‌دهد. بنابراین گراهام چنین سهامی را به بهترین قیمت می‌خرید. اگرچه بسیاری از شاگردان گراهام با استفاده از استراتژی‌های خاص خود به موفقیت‌های بزرگی دست یافتند، اما همه آنها از ایده حفظ حاشیه ایمنی استفاده می‌کردند.

اصل دوم: انتظار بی ثباتی بازار را داشته باشید و از آن استفاده کنید

سرمایه‌گذاری در سهام به معنای سروکار داشتن با بی‌ثباتی است. سرمایه‌گذاران هوشمند در دوران افول شاخص‌ها به جای جست‌وجو برای راه‌های خروج، از این دوره‌ها به عنوان فرصت‌های بزرگ سرمایه‌گذاری استفاده می‌کنند. گراهام با مطرح کردن «آقای بازار» در نقش شریک تجاری خیالی هر سرمایه‌گذار، این وضعیت را توصیف می‌کند. آقای بازار هر روز قیمتی را به سرمایه‌گذارها پیشنهاد می‌کند که با آن قیمت یا سهم آنها را می‌خرد یا سهم خود از مجموع سهام را به آنها می‌فروشد. گاه او از چشم‌انداز سهام به هیجان می‌آید و قیمت را بالا می‌برد. در دیگر مواقع او نظر چندان مثبتی به آینده سهام یاد شده ندارد و قیمت پایینی پیشنهاد می‌کند.

از آنجا که بازار سهام نیز یک چنین احساس‌هایی دارد، درسی که در اینجا می‌گیریم این است که نباید اجازه دهید دیدگاه‌های آقای بازار احساسات شما را تعیین کند یا بدتر، بر تصمیم‌گیری‌های شما در حوزه سرمایه‌گذاری تاثیر گذارد. در عوض، شما باید بر مبنای تحلیل درست و منطقی واقعیت‌ها، به پیش‌بینی وضعیت بازار بپردازید. از سوی دیگر باید تنها هنگامی به خرید بپردازید که قیمت پیشنهاد شده مناسب باشد و هنگامی بفروشید که قیمت‌ها بسیار بالا رفته است. به عبارت دیگر، بازار بی‌تردید افت و خیزهایی دارد – و گاهی این افت و خیز زیاد است – اما به جای ترس از بی‌ثباتی، از آن به نفع خود استفاده کنید یعنی با قیمت پایین بخرید و با قیمت بالا بفروشید. در اینجا به دو استراتژی که گراهام برای به حداقل رساندن تاثیرات منفی بی ثباتی بازار پیشنهاد می‌کند اشاره می‌کنیم:

1- خرید میزانی سهام با ارزش دلاری یکسان در فواصل زمانی معین

با این روش از کاهش‌ها در قیمت سود می‌برید زیرا مجبور نیستید کل سهام یا دیگر ابزارهای سرمایه‌گذاری خود را هنگامی که قیمت‌ها بسیار بالا هستند بخرید. این نوع خرید برای سرمایه‌گذارهای معمولی یعنی غیرفعال بسیار مفید است و آنها را از مسئولیت تصمیم‌گیری درباره زمان خرید سهام و اینکه در چه قیمتی آن را بخرند رها می‌کند.

2- سرمایه‌گذاری در سهام و اوراق قرضه

گراهام پیشنهاد می‌کرد سبد دارایی خود را به طور مساوی بین سهام و اوراق قرضه تقسیم کنید. به این ترتیب در دوران افول بازار، سرمایه شما حفظ می‌شود و نیز هنگامی که سود اوراق قرضه را می‌گیرد سرمایه شما افزایش پیدا می‌کند. به یاد داشته باشید فلسفه گراهام در وهله نخست حفظ سرمایه و سپس زمینه‌سازی برای افزایش آن بود. او پیشنهاد می‌کرد بین 25 تا 75 درصد سبد دارایی‌ها را به اوراق قرضه اختصاص دهید و بر مبنای شرایط بازار بین 25 درصد تا 75 درصد حرکت کنید. این استراتژی مزیت دیگری هم دارد یعنی باعث می‌شود سرمایه‌گذار بی‌حوصله نشود بسیاری از سرمایه‌گذارها تحت تاثیر همین احساس وسوسه‌ می‌شوند به معامله‌های غیرسودده دست بزنند.

پایان بخش نخست

» با عضویت در سایت آخرین اخبار را در ایمیل خود ببینید!
عضویت در خبرنامه

خبرهای مرتبط:



» ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *