نظرسنجی
با توجه به کاهش رقم شاخص بورس در ماه های اخیر از این پس تغییرات شاخص چگونه خواهد بود


سی خبر برتر امروز ایران و جهان
ساعت ۱۹:۵۸ - ۱۳۹۵/۱۰/۵کد خبر: ۴۳۷۲۰

مقایسه چند جنبه از بازاریابی سنتی و نوین

بازاریابی ارتباط محور چیست؟

جهان سهم ـ کسب و کارها دیگر نمی توانند صرفا با ارائه یک محصول به موفقیت برسند. مشتری های امروز تنها به دنبال یک محصول نیستند بلکه در جستجوی یک ارتباط احساسی با برند مورد نظر خود هستند.

نسل قبل، احتمالا بر مبنای شکل جعبه و بسته بندی جذاب و تبلیغات شرکت تولیدکننده، یک محصول را خریداری می کرد اما مشتری امروز می خواهد بداند محصول چگونه می تواند بر سبک زندگی او تاثیر گذارد.

مشتری امروز از خود می پرسد این محصول چه احساسی در من بوجود خواهد آورد؟ خرید این محصول چه معنایی برای من دارد؟ من با این شرکت یا برند خاص چه ارتباطی دارم؟

کارشناسان بازاریابی معتقدند این تازه ترین روش فروش محصول و کسب سود است. حال شما به عنوان تولیدکننده باید از خود سوال کنید شرکت و محصول من برای ایجاد احساسات مثبت در مشتری چه اقداماتی انجام می دهد؟

حال به تعریف بازاریابی ارتباط محور می پردازیم. در بازاریابی سنتی، تمرکز بر فرایند تصمیم گیری است اما آنچه شما باید بر آن تمرکز کنید این است که چطور شرکت می تواند همین حالا فروش را انجام دهد. بازاریابی سنتی بر فروش محصول و آشنا کردن مشتری با محصول تمرکز دارد. در این روش بازاریاب تلاش می کند محصول را در ذهن مشتری قرار دهد و امیدوار است او در هنگام پدید آمدن فرصت به خرید محصول اقدام کند.

بازاریابی ارتباط محور فرایندی کاملا متفاوت است. بازاریابی ارتباط محور یک استراتژی فراگیرتر و بلندمدت است. در این بازاریابی، بر ایجاد ارتباط با مشتری برای فروش محصول در بلندمدت تمرکز می شود. می توان بازاریابی ارتباط محور را یک برنامه پاداش با هدف حفظ ارتباط دانست البته بازاریابی ارتباط محور بسیار بیشتر از این است.

در این نوع بازاریابی، شما صرفا نمی پرسید محصول تان چه کاری برای مشتری انجام می دهد بلکه باید همچنین بپرسید مشتری چه احساسی در باره محصول دارد. در این بازاریابی هدف صرفا فروش کالا نیست. وفاداری مشتری بدین معناست که او تمایل پیدا می کند به خریدار کالای شما تبدیل شود. در بازاریابی ارتباط محور، شما ترتیبی می دهید که مشتری بخواهد برای بلندمدت خریدار کالای شما باشد.

شرکت های موفق سال هاست از این روش استفاده می کنند. برای مثال، شرکت کوکاکولا نوشیدنی های خود را با پیام های جذاب و تاثیرگذار درباره خانواده و دوستان تبلیغ می کند. روی بطری ها نوشته شده باید نوشیدنی را با فردی خاص شریک شوید. بدین ترتیب مشتری با دیدن بطری کوکاکولا احساسی خاص را تجربه می کند. در نتیجه خرید یک بطری کوکاکولا صرفا خرید یک بطری نوشیدنی نیست بلکه مشتری با خرید این بطری احساس شادی و حتی انگیزه می کند. مدیر شرکت هیولت پاکارد می گوید ایجاد یک ارتباط احساسی با مشتری، نهایت هدف بازاریابی است.

مشتری های شما چه احساسی دارند؟ واقعیت این است که شرکت ها به تدریج به اهمیت این روش بازاریابی آگاه می شوند اما برای دانستن تاثیر تبلیغات باید دانست هر تبلیغ و کالا چه احساسی در مشتری ایجاد می کند. اینجاست که باید از روش های پیشرفته جمع آوری و پردازش اطلاعات استفاده کرد.

شرکت ها برای درک دیدگاه مشتری ها درباره محصولات، از تکنیک تحلیل دیدگاه استفاده می کنند. در این تکنیک، باید مشخص شود مشتری چه احساسی در باره کالا و شرکت دارد. پس از جمع آوری این اطلاعات می توان از آنها برای برنامه ریزی های بعدی استفاده کرد. در اختیار داشتن احساس واقعی مشتری یک مزیت بزرگ محسوب می شود

البته ماجرا به این جا ختم نمی شود. تحلیل پیشنگرانه به شرکت ها اجازه می دهد رفتار مصرف کنندگان در آینده را پیش بینی کنند.

» با عضویت در سایت آخرین اخبار را در ایمیل خود ببینید!
عضویت در خبرنامه



» ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *